و این منم...زنی تنها...معلق در افکار خویش!

اینجا همه چی به سبک خودمه ... نازلیسم !

رفت و امد
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٤   کلمات کلیدی:

یه زمانی
یه آدمهایی
نقششون تو زندگیِ ادم خیلی پررنگ میشه
واست مهم ان
دوسشون داری
بعضی هاشون,بهت ارامش می دن
بعضی ها دوستهای خیلی خوبی هستن
بعضی ها سرشار از معررفتن
بعضی ها مثل خودتن
....
... بعضی از این بعضی ها برایِ همیشه میمونن...شیرینه
بعضی از این بعضی هارو خودت حذفشون میکنی برای اینکه آرامش خاطرت(حالا به هر دلیلی که خودت فقط میدونی) رو حفظ کنی
اما
ای وسط
بعضی ها هم میرن...گاهی بی دلیل...گاهی هم اتفاقاتی میوفته که میرن...خلاصه میرن...برای همیشه..
بعضی وقتها دلت واسه اونایی که رفتن و نیستن و یه زمانی بودن و باهاشون خاطره داری
این دلـــــــِت تــــــــــــــــــــــــــــــــنــــــگ میشه!!
.
.


 
یه روز بد...یه روز خیلی بد
ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤   کلمات کلیدی:

دیگه اونی نیستی که

یه روزی

 گوشه قلبم بود

دیگه دیره

دلم میگه دیگه نیستی

دلت جای یکی دیگه است

 

منو با خاطرات کشتی

منو تنها رها کردی

میون سیلِ تنهایی

منو تنها

رها کردی

منو از من جدا کردی

شدم یک تیکه گوشتی که

 ازش هیچی نموند جز درد

منو اینجا رها کردی

میونِ سیل  تنهایی

میون حجم سنگینش

میون حالِ رسوایی

منو تنها

رها کردی

منو از من جدا کردی

...

یه روز سرد

 

ن/ک.هرا   13 /1/91

 


 
تبریک سال نو
ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢   کلمات کلیدی:

یه سال دیگه هم اومد...یه سال تجربه...یه سال تغییر...یه سال نزدیکتر به قله آرزوها

سال نو همگی مبارک


 
رفتم که رفتم
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٢   کلمات کلیدی:

گاهی هجرت لازمه...

گاهی رفتن لازمه

گاهی از قلب کسی رفتن...

گاهی از شهری به شهری ,یا دیاری به دیاری رفتن

این بود,که منم رفتم!

 

ن.ک هـِرا. زمستان90

 


 
کمی هیجان
ساعت ٥:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠   کلمات کلیدی:

من هنوزم باورم نمیشه...اصغر فرهادیِ عزیز مایه ی افتخار ایران و ایرانی...بعد از این همه حوادث تلخ برای خانواده ی سینما این بهترین اتفاق بود!
بنده شخصا به اهالی ودوستداران سینما تبریک میگم...خیلی خوشحــــــــــــــــــــالم:)

 

پ.ن:یه کم دیره واسه تبریک..اما باید می گفتم!!!


 
 
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠   کلمات کلیدی:

از یــه زمــــانی به بعد,هر کسی راهِ خودش رو میره....ما ادما گاهی تا یه جاهایی با هم هم سفریم و از یه جایی به بعد جاده دو طرفه میشه...
و هر کسی یه راهیُ انتخاب می کنه...و اینجوریه که سرنوشتمون تغییر میکنه و متفاوت از هم میشـــه...و همین باعث تفاوت و دور شدنمون از همدیگه هم میشه...واین داستان وقتی پررنگ تر میشه که زمان بیشتر میگذره و ما بیشتر رشد می کنیم!این سرنوشت ماست!!

 

ن.ک.هٍرا  

9/11/90


 
قضاوتا قضاوتاااا
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠   کلمات کلیدی:
ایــنــــجا زبان از گفتن حقیقت قاصر است...اینجا نگاهها مات و مبهوت است...اینجا کسی در خلاء فرو رفته است...این جا سالهاست که قضاوت می شویم...اینجا سالهاست که هیچ کس نمیفهمد و همه فکر می کند می فهمند..اینجا بعضی ها روحشان در عذاب غوطه ور است...در حسرت...در آرزو...در حسرت یک لحظه درک....یک لحظه سکــــــوت!
یک لحظه افکار خالی از قضاوت...یک لحظه فقط و فقط درک...فهمیدن هم نه...فقط درک
اینجا یک لحظه خاموشی...این جا یک لحظه...
یک لحظه و هر لحظه یک نفر قربانی می شود!!
دریغا که هیچ کس عمق این فاجعه را درک نخواهد کرد...دریغا که قضاوت میشویم..همچنان...


ن.ک.هِرا 27/10/90
 

 
خیال پر
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٩   کلمات کلیدی:

من زنم و تو مردی...مردی که هیچ وقت خیالش هم به این اطراف نرسیده...که خیالِ بی خیالش نمیداند در خیالم چه می گذرد...من زنم و با خیالی پر از آنچه که تو از خیالت خالی است...

 

ن.ک.هٍرا زمستان90


 
همه پشت به هم
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٩   کلمات کلیدی:

کسی که عاشقش می شوم...کسی که نمیفهمدم..

کسی که عاشقم میشود ...کسی که نمی فهممش...


 
قاطی1
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩   کلمات کلیدی:

زندگــــــــی نداریــــــــــــــم,بعهلــــــــــــــــــــــــــــــه....

 

 

 

ن.ک.هٍرا


 
امرِ دیگه؟؟؟
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩   کلمات کلیدی:

خاکی بودیم ...

آسفالت شدیم!

بس نبود؟؟!!


 
شُـــــکـــــــ....!!
ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:

رویاهایِ از دست رفته ها این روزها بارِ سنگینی شدند که همه جا با خود به یدکـــــ می کِشمِشان...

هِی خاطـــره سازی و هــــــــِی خاطره سازی...

گذشته ها...برنامه هام...

آرزوهام...امیدم...

هنوزم که دارم اینارو مینویسم باورم نمیشه....

همه

بر

بـاد

رفـــــــــــــــت...

 

نازلی.ک.هِرا1390/9/13


 
اینٍ زندگیِ من...
ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٩   کلمات کلیدی:

 من گند زدم به زندگیم...بله...

خودم واقفم به قضیه...

ولی باور بفرمایید همش دستِ منم نبوده

اما گند زده ام...گند...

همین روزاست که بویِ گند این زندگیِ...

نه ,

این مرده ی محکوم به زندگی بیاد و همه جارا بگیرد...

همین روزاست که همه بفهمند...اما دیگه هیچی مهم نیست...

من گند زدم..همین!!

 

 

ن.ک.هٍرا.9/9/1390


 
واسه مردایی که ....
ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸   کلمات کلیدی:

مرد:

این روزها این واژه لا به لایِ لحظات تلخو دردناکِ حسِ نیازهایِ زنانه ام کمرنگ و کمرنگ تر میشن...

حرصم می گیره یه سری میان عر عر میکنن که فمینستی فلان فلان...

نه که از این واژه بدم بیادا,نه...

اما چرا درک نمیکنن حقیقتُ

گفتم که...باید واسه درک بعضی چیزا زن باشی که بفهمی

انتظاری هم نیست...تو مردی من زنم اونم فلانه...

اما مرد...واقعا مردِ؟؟

مردونگی به چیه؟ در مقابل احساسات,نیازها و خواسته های یک زن!!!؟؟

چرا همیشه دیر می رسن؟چرا؟

چرا همیشه نوشدارو پس از مرگِ سهرابن

این روزها

این روزها که می گذره...که داغونم...که با این حال داغونم تازه حالِ بقیه رو هم میپرسم

این روزا

بین این همه آدمِ دورو ورم...

داره باورم میشه

که "زن" چقدر تنهاست

که اگه فقط زن باشی می فهمی...

که فقط یه زن میتونه درکت کنه

که باید اون واژه هایی که شنیدنش از زبان یک مرد آرزویِ زنونته,

از یه زن مثه خودت بشنوی...

یا خودت واسه خودت وازه بسازی,خودتو دلداری بدی

این روزا....

این روزا  که میگذره تنهایی طعم تلخو گسی داره...خیـــــــــــــلی نلخ....

 

 

پ.ن:لطفا ازین متن برداشت درستی داشته باشید....حالا که بیشتر فکر میکنم و چند واژه به جلوتر میام میبینم مهم نیست هرجور دوست دارین برداشت کنین اصن..!!

ن.ک.هِرا90

 


 
21گرم
ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸   کلمات کلیدی:

 

مگه ما چند بار به دنیا می‌آییم،
مگه چند بار از دنیا می‌ریم؟
می‌گن درست در لحظه مرگ ۲۱ گرم از وزن کسی که داره می‌میره، کم می‌شه.
مگه ۲۱ گرم چقدر ظرفیت داره؟
مگه چی از ما کم می‌شه؟
... ... مگه چی می‌شه اگه ما ۲۱ گرم از دست بدیم؟
با رفتن اون چی می‌شه؟
مگه چقدر ارزش داره؟
۲۱ گرم وزن… یک سکه پنج سنتی
وزن یک مرغ مگس خوار…یه تیکه شکلات
۲۱ گرم چقدر وزن داره؟
تو این ۲۱ گرم چیا هست که زندگیه آدما بهش وابستست؟!!
وزن “بودن” و “هستی” ما چقدره؟

برگرفته از دیالوگ پایانی فیلم ۲۱گرم

 
← صفحه بعد